مژده به آقايان : پژو 405 بدون ايربگ - بدون کمربندايمني – آماده آتش سوزي بدون دليل – بهترين عيدي براي همسر دلبندتان
آسمان را می خواهم برای عبور، جاده باریک است !
ماه را می خواهم برای نور، راه تاریک است !
تو را می خواهم برای نظافت، عید نوروز نزدیک است !
ميدوني بني آدم اعضاي يكديگرند يعني چي ؟ يعني مثلا تو جيگر مني!
اسمت رو توی باغچه نوشتم، شکفت! روی درخت نوشتم، میوه داد ! توی صحرا نوشتم، لاله زار شد ! آخه عزیزم پشکل هم اسم شد ؟!
اگر طاووس براي ناز كردن و روباه براي فريب دادن وتمساح براي اشك ريختن وكلاغ براي قارقار كردن داشته باشي ديگر نيازي به زن گرفتن نداري
ترکه ميره مهموني، شب موقع خواب صاحب خونه بهش ميگه: جاتو کجا بندازم تو اتاق ني ني خوبه ؟ ترکه با خودش فکر ميکنه : کي حوصله گريه بچه رو داره. بعد به صاحب خونه ميگه: نه ممنون همينجا تو حال خوبه ! صبح پا ميشه بره دشتشويي يهو يه دختر جيگر ميبينه ميگه : اسمتون چيه ؟ دختره ميگه : ني ني. اسم شما چيه؟ ترکه ميگه: من خر من گاو من الاغ من نفهم
زندگي برگ بودن در مسير باد نيست امتحان ريشه هاست؛ ريشه هم هرگز اسير باد نيست
چيزي که زن دارد و مرد را تسخير مي کند، مهرباني اوست، نه سيماي زيبايش
عشق يعني بزرگ کردن يک چيز به اندازه ي دنيا و کوچک کردن دنيا به اندازه ي يک چيز، زندگي کردن، تلف بودن، پلاسيدن، نطفه اي را پرورش دادن براي زندگي کردن، و اين تکرار تکرار است، اگر زندگي را دوست داشتم هيچوقت موقع تولد گريه نميکردم!!!
هرگز براي عاشق شدن، به دنبال باران و بهار و بابونه نباش. فراموش کردن .... پس.... بخند .... ببخش .... و فراموش کن.
اي دوست دلت هميشه زندان من است
آتشكده عشق تو از آن من است
آن روز كه لحظه وداع من و توست
آن شوم ترين لحظه پايان من است
میدونی هر بار که پلک میزنی من نفس می کشم؟ پس به کسی خیره نشو چون من خفه میشم
گفتی چو خورشید زنم سوی تو پر
چون ماه شبی میکنم از پنجره سر
اندوه که خورشید شدی تنگ غروب
افسوس که مهتاب شدی وقت سحر
کاش میشد بوسه بارانت کنم. جان عاشق را به قربانت کنم. ای که دور از من و در قلب منی، با وفا باش که دنیای منی
جان اسیر دل....دل اسیر دوست.....دوست چه میداند ؟؟ دل اسیر اوست




